با روانشناسی تبلیغات؛ محصول خود را راحت‌تر و با قیمت بیشتری بفروشید!

اگر تا به حال فکر می‌کردید روانشناسان آنهایی هستند که در مطب‌هایی بر روی یک صندلی نشسته‌اند و مشکلات خانوادگی مراجع کننده‌ها را حل می‌کنند سخت در اشتباهید! چون روانشناسان تقریبا ۶ دهه است که به کمک بازاریابان و تبلیغاتچی‌ها آمده‌اند، تا محصول تولید شده را راحت‌تر و با قیمت بیشتر و قانع کننده تر بفروشند…

روانشناسان در صنعت تبلیغات نفوذ کرده‌اند و راه هایی پیدا کرده‌اند تا کالاهایی که شاید مشتری هیچ «نیاز»-ی به آن نداشته باشد را به آسانی بفروشند… و بعدا آن را تبدیل به یک «نیاز» کنند!

ذهن ما قابلیت‌های بی‌نظیری دارد، شاید هیچ کامپیوتری نه الان بلکه چند ده سال بعد هم نتواند با آن رقابت کند… اما از طرفی ضعف‌هایی هم در قسمت محاسبات پولی نیز دارد… دقیقا جایی که بازاریاب‌ها نهایت استفاده را از آن می‌برند! اما نگران نباشید، درست زمانی که از این نقاط ضعف بخش مالی ذهن آگاه شدید، دیگر فریب شما به آسانی قبل نخواهد بود.

در بین ترفندهای روانشناسی تبلیغات ۴ ترفند عجیب وجود دارد، که حتی تا به امروز، بازاریابان به راحتی با شناخت آنها، در تبلیغات محصولات به کار می‌برند و روزانه شاهد سیل عظیمی از تقاضا برای محصول جاری می‌شود.

خیلی از این ترفندهای روانشناسی تبلیغات حتی امروزه در کشور خودمان ایران نیز به وفور استفاده می‌شود و فقط مختص به آمریکا و اروپا نیست(!)

این ترفندهای روانشناسی تبلیغات که از آن‌ها صحبت می‌کنیم با ذهن سر و کار دارند، بنابراین در هر کجای دنیا که باشید شاید در دام آن گرفتار شوید و تمام پول‌هایتان را فقط به خاطر این حقه‌های روانشناسی خرج کنید!

شما در این مقاله با این چهار مورد از این ترفندهای روانشناسی تبلیغات و بازاریابی آشنا خواهید شد، هرکدام از آنها مفصل توضیح داده شده و موارد استفاده از آنرا به همراه راه فرار از آنها نیز شرح داده شده. شما پس از خواندن این مقاله، دیگر به راحتی با هیچ نوع روانشناسی تبلیغات فریب نخواهید خورد تا چیزهایی بخرید که نیاز ندارید… پس باهوش تر از بازاریاب ها باشید :

ترفند اول | در شرایط مختلف، ذهن شما برداشت مختلف از میزان پول خواهد داشت!

کدام یک از این دو گزینه بیشتر برای شما سود خواهد داشت؟
گزینه اول : خرید یک لباس ۱۰۰ هزار تومانی با یک بن تخفیف ۵۰% تخفیفی یعنی ۵۰ هزار تومان ؟
گزینه دوم : خرید یک مبل چرم به ارزش ۱،۰۰۰،۰۰۰ تومان اما با تخفیف زیاد و تنها با پرداخت ۵۰ هزار تومان ؟

قطعا جواب شما گزینه دوم خواهد بود… اما آیا دقت کردید؟ هیچ‌کدام از این دو گزینه سودمند نیستند و شاید اصلا به هیچ‌کدام از آنها (لباس جدید یا مبل چرم) در حال حاضر در زندگی نیاز نداشته باشید.

بلکه هر دو قرار است کاری کنند که شما فقط ۵۰ هزار تومان خرج کنید، اما گزینه دوم، سریع تر به هدف رسید. چرا؟

این پدیده روانشناسی، برای اولین بار توسط گری بلسکی و پروفسور توماس گیلویچ از دانشگاه روانشناسی کارنل تحقیق و بررسی شد. نتیجه این تحقیقات شگفت انگیز بود، زیرا مشخص شد مغز انسان،با مقداری مشخص پول، در شرایط مختلف، برخوردهای متفاوتی خواهد داشت.

برای مثال، در برابر ۱,۰۰۰,۰۰۰ ما تصور میکنیم ۵۰ هزار تومان مبلغ بی اهمیتی است پس آنرا راحت پرداخت میکنیم.

راه گریز از این دام روانشناسی:

برای گریز از این دام روانشناسی، شما در مقابل قیمت های وسوسه انگیز مقایسه ای، باید سعی کنید نحوه فکر کردن تان را کنترل کنید و به جای فکر کردن و مقایسه مثلا ۱ میلیون تومان و ۵۰ هزار تومان، فقط فکر کنید شما تنها یک مبلغ مشخص پول برای خرج کردن با خود دارید و یا درآمد ساعتی شما چقدر است که میخواهید این مقدار مبلغ را بپردازید؟

مقایسه را با مبالغی انجام دهید که واقعی تر هستند.

شرکت Apple از روانشناسی تبلیغات استفاده میکندشرکت Apple از روانشناسی تبلیغات استفاده میکند

ترفند دوم | مغز شما ۱۹۹,۰۰۰ تومان را تقریبا ۱۰۰,۰۰۰ تومان می‌بیند!


نام این پدیده ،اثر رقم سمت چپ است.
در زمانی که در تیکت قیمت محصولی ما رقم ۱۹۹ هزار را میبینیم، شاید به صورت منطقی تنها ۱ هزار تومانی اختلاف آن با ۲۰۰ هزار تومان است، اما در واقع ما ۱۹۹ هزار تومان را ۱۰۰ هزار و خورده ای میبینیم…!!!

یعنی زمانی که به بقالی یا فروشگاه های بزرگ زنجیره ای می روید، قیمت ۱۹۹ هزار تومان را می بینید، مغز شما به شما احساس رقمی کمتر از ۲۰۰ هزار تومان را میدهد و فکر میکنید قیمت آن مناسب است.

این یکی از تکنیک‌ها و ترفندهای قدیمی روانشناسی است که به دلیل سال ها استفاده مکرر دیگر مشتری ها اغلب به آن آگاه شده اند، پس توصیه میکنیم اگر فروشنده هستید، اعتبار خودتان را با استفاده از آن به خطر نیاندازید.

راه گریز از این دام روانشناسی :
تنها راه گریز از اثر رقم سمت چپ، مقایسه قیمت آن با قیمت فروشگاه دیگر است.

ترفند سوم | اگر نقل انتقال پول را به چشم نبینید، ارزش پول را دست کم می‌گیرید!


پرداخت با کارت های بانکی مخصوصا کارت های اعتباری که در خارج از ایران مرسوم است، باعث میشود مغز، نقل و انتقال پول را به چشم نبیند، در نتیجه دقیقا از مانده حساب شما یا جزییات خرید آگاه نشوید.

این پدیده یعنی، تفاوت نگرش ذهن نسبت به کارت اعتباری و پول نقد باعث شد تحقیقاتی در سال ۲۰۱۳ در مجله Obesity انجام شود، در این تحقیقات مشحص شد، کودکانی که در مدرسه توسط کارت های بانکی خرید میکنند، غذاهای ناسالم تری انتخاب میکنند. زیرا با توجه به کارکرد مغز، نقل و انتقال پول مشاهده نمیشود و مغز سلامتی و مقدار پول خرج شده را یک نگرانی برای آینده در نظر میگیرد نه زمان حال.

راه گریز از این دام روانشناسی :
شما نمیتوانید هرگز از کارت اعتباری استفاده نکنید. این کار را انجام دهید اما همیشه مقداری پول نقد در جیب تان داشته باشید و سعی کنید خرید هایی که جزییات بیشتری دارند (مانند خرید های جزء) یا خریدهای مهم که شک دارید را با پول نقد بخرید.

ترفند چهارم | اکثر اوقات قیمت را مساوی ارزش می‌دانید!


مغز شما اکثر اوقات تصور میکند شما با پرداخت پول بیشتر، کیفیت بیشتری دریافت میکنید و در نتیجه پرداخت پول بیشتر، یعنی هزینه بیشتر به معنی خدمات بهتر است. البته در بعضی موارد حق با قضاوت مغز شماست. برای مثال شاید شما با پرداخت ۲۰۰ هزار تومان یک کفش خوب بخرید که ۵ سال عمر کند، اما با ۵۰ هزار تومان یک کفش متوسط که تنها ۱ سال عمر میکند، بخرید. طبیعتا مورد اول به نفع شماست.

اما شاید همیشه اینچنین نباشد ! همانجاهایی که روانشناسی تبلیغات کمین کرده است.
برای مثال پروفسور اقتصاد، یوری گانیزی از دانشگاه کالیفرنیا-سان دیگو، با ترتیب دادن یک آزمایش قیمت در یک بوتیک لباس و با تغییر قیمت پیراهنی از ۱۰ دلار، ۲۰ دلار و ۵۰ دلار نتایج جالبی در روزهای مختلف بدست آورد.

پروفسور یوری با کمال تعجب متوجه شد، زمانی که قیمت پیراهن از ۱۰ دلار به ۲۰ دلار افزایش پیدا کرد نرخ خرید ۵۰% افزایش پیدا کرد، زیرا مشتری ها می پنداشتند که ارزش پیراهن با قیمت آن سازگار است.

راه گریز از این دام روانشناسی :
قبل از رفتن به خرید کالایی، ابتدا قیمت آنرا از فروشگاه های دیگر، اینترنت و … گردآوری کنید. نقد و بررسی های متفاوت را از اینترنت در مورد آن محصول بخوانید، آیا دیگران معتقدند ارزش خرید دارد؟

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.